19 November, 2009
درباره ما تبادل لیـنک آلبوم عکس شرح حال دانلود مقالات اخبار صفحه اصلی
آرشیـــو اخبـــــار

مهر 1388

آبان 1388

آذر 1388

تـبـــــــلیـغات

 

تنبک؟تمبـــک؟ضـــرب ...؟

 


تنبک؟تمبـــک؟ضـــرب ...؟


دربارهٔ وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. گروهی معتقدند که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژهٔ «شنبه» می‌افتد. اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود. بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژهٔ تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.
تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.
تنبك از نظر سازشناسي جزوطبل هاي جام گونه است و جالب است اشاره كنيم كه بنا بر پژوهش هاي اخير برخي از طبل هاي جام گونه، هم از نظر ساختمان فيزيكي و هم از نظر لغوي شباهت به تنبك ايران دارند.
دكتر ضياءالدين سجادي (استاد دانشگاه) در مقاله بحث لغوي كتاب آموزش تمبك (تهراني)، ص35، نوشته است: ... ضرب هم كه به اين آلت موسيقي گفته شده ظاهراً به مناسبت آن است كه اصول ضرب و آهنگ را با آن نگاه مي داشتند. و اين قول براي توجيه اين واژه به حقيقت نزديكتر است (بر گرفته از كتاب تنبك و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف، نوشته ي بهمن رجبي) و در تتميم اين قول بايد بگوييم كه باسه تار و ساير آلات مشابه آن، اصول ضرب و آهنگ را نگاه نمي داشتند و فقط با تنبك (مهم ترين ساز كوبه اي پوستي ايران) و ديگر آلات مانند دف (معرب دپ) و دايره (با نام باستاني داره اصول ضرب و آهنگ را نگاه مي داشتند و غرض از نگهداري اصول ضرب و آهنگ همانا حفظ ايقاع (اصطلاح قديمي ريتم دوري) است و ايقاع در موسيقي حكم عروض را دارد در شعر، گرچه ضرورتاً ايقاع از عروض دقيق تر است. اسم پهلوي اين سازایرانی دُمبَلَگ است. چنانچه در لغت نامه آمده است: دمبلگ: يكي از سازهاي رايج در دربار خسروپرويز كه به صورت طبل كوچكي است. (از ايران در زمان ساسانيان، كريستن سن، ص 506)، صورت قديمي دمبك. در ضمن در كتاب چشم انداز موسيقي ايران نوشته ي ساسان سپنتا، ص 294 به نقل از كتاب خسروو غلام، تصحيح اون والا، ص 28 آمده است:... قديميترين متني كه نام اين سازایرانی آمده متن پهلوي خسرووغلام است كه به صورت دُمبَلَك به خط پهلوي ذكر شده است. همچنين در كتاب تنبك و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف، نوشته ي بهمن رجبي، ص 15 آمده است: دكتر مهدي فروغ در يكي از نوشته هاي خود، اشاره اي دارد به اينكه در دوران ساسانيان، به يك نوع سازایرانی ضربه اي كه شبيه به تنبك امروزي بوده است، دُنبَلَك يا دُمبَلَك مي گفتند و دنبك و دمبك واژه اي است پهلوي، و احتمال دارد كه دنبك ودمبك صورت تغييرشكل يافته ي آن باشد. در همين كتاب به بيش از 20 نام گوناگون تنبك اشاره مي شود. آنچه مسلم است كثرت اين نام ها نشان از كاربرد اين سازایرانی در زمان ها و مكان هاي گوناگون دارد. يكي از همين نام ها كه در فرهنگ هاي گوناگون اشاره شده است تَبَنگ مي باشد. دكتر محمد معين به نكته ي جالبي اشاره كرده است: از شرح آنندراج چنين بر مي آيد كه تنبك و دنبك تغييري است از همان تبنگ... در ضمن در كتاب ها و ديوان هاي شعر چندين شاعر به نام هاي گوناگون تنبك اشاره شده است كه ما به دو تا از آنان اشاره مي كنيم: خدايا مطربان را انگبين ده براي ضرب دستي آهنين ده مولوي تنبك محفل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلي، شور و نوا را بردار ميرنجات در اينجا به موضوعي ديگر اشاره مي كنيم: تنبك علاوه بر موسيقي سنتي امروز ايران، در موسيقي نواحي ايران نيز نواخته مي شود. در اينجا نيز تنوع اسمي وجود دارد. شايد جالب باشد بگوييم كه نام اين سازایرانی در استان هرمزگان تمپك است، كه به نظر نگارنده از حيث بحث لغوي با همين نام تمپو نبايد بي ارتباط باشد. رد پاي سازهاي مشابه تنبك در ديگر نقاط دنيا نيز مشاهده مي شود. مثلاً سازي شبيه تنبك در كشمير با نام تنبك نَري نواخته مي شود و نري در زبان محلي آنجا به معني سفالي است. همچنين سازي به صورت يك جفت تنبك در مالزي با نام گِدُمبَك نواخته مي شود. گفتني است كه تمپو ي تركيه كه از نظر ساختمان و نحوه ي نوازندگي با تمپو ي مصري كمي اختلاف دارد،دومبِلِك ناميده مي شود كه در حقيقت لهجه اي از نام باستاني دمبلك است. در آخر اشاره مي كنيم كه سازي مشابه تمپو در يونان نواخته مي شود و نامش توبِلِكي است. در معني واژه ي تنبك دو نظر وجود دارد. يكي مي گويد كه واژه ي تنبك از صداي اين سازایرانی، يعني از تركيب دو عبارت تند و بك به دست آمده است. وتن يا تم صدايي است كه از نواختن ضربه اي به ناحيه ي مركزي پوست تنبك بيرون مي آيد و ازبك، نواختن ضربه اي به ناحيه ي كناره ي پوست (كتابهاي تهراني و رجبي). اين در حالي است كه محمد علي امام شوشتري، در كتابش، ايران گاهواره ي دانش و هنر، ص 141 نظر ديگري دارد: ... واژه ي تَنبوراز تيكه تنب و پسوند ور ساخته شده است. تنب به معني برآمدگي است و واژه ي تنبان به معني سرين پوش و تنبك ساز مشهور، ... همگي از اين ريشه اند.نتيجه: از تمام مطالب بالا و با توجه به اين نكته كه ضرب و تنبك متداولترين نام ها براي اين ساز كوبه اي پوستي ايران است و ضرب نامي مناسب براي اين سازایرانی به نظر نمي رسد، اطلاق تنبك به اين سازایرانی بهترين پيشنهاد براي جلوگيري از چند اسمي بودن اين مهمترين ساز كوبه اي پوستي ايران است.


تاریخچه:
قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی ، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.

 

ساختمان
بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است :
پوست
دهانه بزرگ
تنه
نفیر (گلویی)

دهانه کوچک(کالیبر)