از هوشنگ كامكار به عنوان مغز متفكر گروه كامكار ياد ميشود. پرونده هنري كامكار پر است و براي مثال ميتوان از آثاري نظير: در گلستانه، بهاران آبیدر، بر تارک سپیده، به یاد حافظ، سماع مجلسیان، سماع ضربیها، باله شهرزاد، پوئم سمفونیک کردی، شباهنگام و ... بهعنوان بخشي از اين آثار ياد كرد.
كامكار هميشه بيپرده و بدون واهمه صحبت ميكند. اصالت كردياش در كلام وي آشكار است و به قول امروزيها عادت به پيچاندن ندارد. ميگويد اهل جار و جنجال نيستم،با اينكه براي دلم خودم مينويسم اما اگر تاثير آن در جامعه معلوم نباشد؛ ميفههم كه اشتباه كردهام.
ميگويد براي آثار موسيقي بايد تبليغ كرد درحاليكه خودش اين موضوع را كمتر جدي گرفته است.
ميگويد افق ديدش وسيع است و اصلا براي ياد دادن معلوماتش بخيل نيست و درستي اين كلام در رفتارش آشكار است.
هوشنگ كامكار در سال ۱۳۲۵ در سنندج به دنیا آمد. موسیقی را نزد پدرش استاد حسن کامکار آموخت و مدت ۲ سال در هنرستان عالی موسیقی تهران به تحصیل موسیقی پرداخت. در سال ۱۳۵۴به اخذ درجه لیسانس در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نایل آمد و سپس در کنسرواتوار سانتاچی چیلییای رم به تحصیل کنترپوان و فوگ پرداخت و درجه لیسانس موسیقی را در ایالات متحده آمریکا از دانشکده سانفرانسیسکو دریافت کرد.
كامكار به مدت ۱۰سال در دانشگاه هنر به تدریس موسیقی پرداخت و مدیریت گروه موسیقی این دانشگاه را به مدت ۶ سال (از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۸) عهدهدار بود.
كنسرت كامكار در 18 و 19 شهريور ماه؛ بهانهاي شد براي گفتگو با وي.
* گروه شما یک گروه خانوادگی است و شما بهعنوان سرپرست گروه؛ همیشه بر این موضوع تاکید دارید که حتما کسانی در این گروه نوازندگی کنند که نام خانوادگیشان کامکار باشد. گرچه در این میان گاه از نوازندههای مهمان هم استفاده میکنید. دست و دلبازي براي همكاري با نوازندهاي جز از خانواده كامكار به بزرگ بودن ارکستر بازمیگردد یا قطعهاي كه برای سازی در خارج از تخصص خانواده کامکار نوشته شده است؟
ــ زیاد بودن نوازنده، اساسا موضوع مهم و باعث افتخاری نیست. نمیشود 73 نفر روی سن آورد و همه این هفتاد و سه نفر با هم مثلا «مرغ سحر» بزنند. این همه نوازنده به چه درد میخورد؟! اگر منظور این است که صدای زیادی روی صحنه باشد، میتوان ولوم را زیاد کرد. نوازنده زیاد روی صحنه؛ زمانی اهمیت دارد که از هفت کمانچه و سه ساز تار و ... هر کدام نقش خاصي داشته باشند.
اگر زمانی در یک اثر احتیاج به دو نینواز یا تار و کمانچهای مستقل باشد، آن وقت نوازندههای مهمان آورده؛ و گروه را وسعت میبخشیم در غیراین صورت گروه؛ خانوادگی ميماند.
* اما همیشه خانوادگی بودن بودن هم مثبت نیست. شايد نوازندههای بهتری بتوانند به کمک گروه بيايند؛ در این صورت استفاده نکردن از آنها به ضرر گروه است.
ــ وقتی میگویم گروه؛ خانوادگی است یعنی ترجیح میدهیم نوازندگان از جمع خانواده باشد. البته طبیعی است که نیریز (نوازنده تار و پسر پشنگ كامكار) در حد اردوان نباشد ولی او نقش تار را میتواند به خوبی اجرا کند. البته اگر ساز سلوی تار بخواهیم، بیتردید فعلا از نیریز استفاده نمیکنیم. تکنیک او در حال حاضر در حد تارنوازهای درجه یک کشور نیست زیرا هنوز برای تکنواز شدن جوان است اما تلاش زیادی میکند و ما این فضا را برایش فراهم میکنیم تا بتواند پر و بال باز کرده و پرواز کند. ما هم امید زیادی به او داریم که نوازنده خوبی شود. آن وقت است که بیتردید، تکنوازی هم به او میدهیم ولی اگر روزی برسد که یکی از اعضای گروه؛ از آمادگی کامل برخوردار نباشد، مسلم است که روی صحنه نخواهد رفت. ما آبروی چندین ساله را به راحتی به دست نیاوردیم که به خاطر خانوادگي بودم جمع؛ به آسانی آن را ازدست بدهیم.
* برخی از منتقدان از افت شديد آثار کامکارها سخن ميگويند و اينكه آثار اخیرشان با کارهای گذشته گروه همانند كجاييد اي شهیدان خدایی، در گلستانه و ... ابدا قابل قیاس نیست و تاثیرگذاری آثار گذشته را ندارد. چرا؟
ــ قبل از هر حرفی اول باید بدانم منتقدی که این حرف را زده است، آیا موزیسین است یا نه. برای اینکه هر موزیسینی این آثار را گوش دهد؛ میفهمد که اختلاف منظومههای سمفونیک با «دور تا نزدیک» از زمین تا آسمان است و بیتردید «دور تا نزدیک» ازنظر تکنیکی بسیار بالاتر و پرتکنیکتر از آثار قدیمی است. اما درباره تاثیرگذاری؛ اعتقاد دارم «لب کارون» مرحوم آغاسی، تاثیر بسیار بیشتری از هرموسیقی دیگر دارد. زیرا اگر موسیقی لب کارون را اجرا کنید؛ پانصد میلیون نفر به سالن میآیند. فرض ميکنم کسانی که این حرفها را میزنند آثار جدید مرا نشنيدهاند. کافی است کسی منظومههای سمفونیک را به ویژه قسمت وسط آن را گوش کند، بیتردید به این نتیجه میرسد که هیچکس تا به حال در موسیقی ایران چینین کاری ننوشته است. اما اگر کسی خوشاش نياید؛ نظرش قابل احترام است اما نفي او قابل قبول نيست.
* از منظومههاي سمفونيك صحبت كرديد درحاليكه در اين اثر يك تم تكرار ميشود!
ــ این فرم آهنگ است و من خودم این را دوست داشتم. چطور است که به فلان خواننده ایراد نمیگیرند که شعر حافظ را هی میگوید «حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب چهرهجان میشود غبار تنم...» یعنی چه؟!
منظومههای سمفونیک فرمی دارد که برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران انجام شده است. هیچکس نتوانسته دیوان کامل مولانا را در یک کار ارایه کند، از مثلا فرض کنید بشنو از نی تا تمام شاهبیتهای مولانا را در یک کار بیاورد. این یک کار؛ جدید است چه ازنظر هارمونی يا فرم.
کجائید ای شهیدان خدایی هم کار بسیار خوبی است در زمانی که نوشته شد، ولی کارهای دیگر مثلا سمفونی کردی را نمیشود با كجاييد اي شهیدان خدايي مقایسه کرد. اینها بسیار پرتکنیکتر ازنظر فرم و آهنگسازی و همه چیز هستند.
* با این همه در ضبط و اجراي منظومههای سمفونیک از سمپل استفاده کردهاید؟
ــ اگر خبرنگار ایلنا؛ صدو پنجاه ميليون تومان دراختیار هوشنگ کامکار قرار دهد، ترجیح میدهم با ارکستر سمفونیک لندن اجرا بروم، که کار باارزشتر شود.
ما از اول که ساز میزدیم تاکنون، هیچ احدی؛ یک ورق کاغذ به ما کمک نکرده است نه دولت، نه موسسات خصوصی، نه دوست و رفیق!
حتی کنسرت ما اسپانسر ندارد. ضمن اینکه کار سمپل هم برای برخی از سازها هست که لطمهای هم به کار نمیزند. به نظر من؛ بهتر است برای انتقاد اول شرایط را درنظر گرفت. ضمن اینکه من؛ کار جدیدی نوشتم به نام«محاق» که برای گروه کر آن چهار ميليون پول پرداخت كردهام و البته اين در شرايطي بود كه آنها براساس آشنايي؛ خیلی تخفيف دادهبودند.
شخصا خیلی علاقه دارم برای کار ارکستر سمفونیك؛ مثلا نوازندههای اوکراین را بیاورم اما پولش را باید چگونه پرداخت کنم؟! آنها که میروند اوکراین حتما کسانی را دارند كه به آنها پول بدهد. من چنین توانی ندارم. «کجائید اي شهیدان خدايي را» هم با پول فروش طلاهای همسرم در استودیو ضبط کردم و هیچکس هم هرگز پول آن را به من پرداخت نکرد. خیلی دوست دارم که با ارکستر سمفونیک لندن و در آن استودیوها کار ضبط کنم و طبعا كار بسیار بهتر خواهد شد اما بدون پول؛ چنین امری امکانپذیر نیست.
* اما در پايان اين همه زحمت و هزينه؛ بازهم كجاييد اي شهیدان خدایی و در گلستانه در ذهن مردم ميماند ولی دور تا نزدیک خير.
ــ تبلیغ خیلی مهم است. تلویزیون آن آثار را خیلی تکرار کرد. تلویزیون؛ رسانهای است که بسیار درمعرفی آثار موثر است. یکی از بزرگترین افتخاراتم که حتی بارها و بارها دستههای سینهزنی، شهیدان خدایی را میخواندند اما اين امر به دليل عادت شنيداري هم هست. موزیک را باید گوش گرد. کارهاي جدید وقتي تبلیغ نميشود؛ مردم هم آنها را نمیشنوند پس با آن مانوس نميشوند. همين الان هم هستند خيليها كه منظومههای سمفونیک را گوش نكردهاند.
* این موضوع به تفاوت زمان و ورود ماهواره به خانهها بازمیگردد؟
ــ طبعا چرا. آن زمان جوانها بیشتر با موسیقی که در داخل تولید میشد، ارتباط برقرار میکردند الان هرکسی میتواند هر نوع موسیقی را با کیفیت خیلی خوب هم ضبط کند. رسانههای خارجی هم طبیعتا موسیقیهایی را میگذارند که اکثرا ارزش ندارد اما نسل جوان آنها را گوش میدهد. باید راهی باشد كه همان تبیلغات است.
* قبل از تبلیغ؛ اول كار باید منتشر شود. اما چرا مثلا«تابلوهای انقلاب» منتشر نشد؟
ــ آن کار هماكنون دستکاری ازنظر سازبندی با ارکستراسیون جدید شده است. چون خیلی وقت پیش ضبط شده است. فکر میکنم كه به زودي منتشر ميشود اما دقیقا نمیدانم؛ كي؟
شرکت فرهنگی هنری مشکات درحال کارکردن روی آن است زیرا در حال حاضر؛ ضبط آن تقریبا تمام شده و آماده انتشار است.
* از انتشار کوارتت زهی ارسلان کامکار هم خبري نيست؟!
ــ ارسلان یک سری کار دارد برای ارکستر سمفونیک ولی کوراتت زهیاش را خبر ندارم. خود من؛ همه کارهایم را با همکاری آوای باربد در دست انتشار دارم برای اینکه پارتیتور شود. اولین پارتیتوری که در ایران بعداز انقلاب منتشر شد، همین دور تا نزدیک بود که آخر سی دیاش نتهایش هست. کسی که گوش میدهد و از آن خوشاش میآید؛ میتواند نت آن را هم ببیند و این باعث میشود دانشجوها پیشرفت بیشتری کنند. وقتی اینها نباشند؛ نمیدانیم فلان آهنگساز؛ فلان قطعه را نوشته است است. انتشار پارتیتور براي آگاهي جوانان بسیار امر مهمی است.
* از اجرا و ضبط برخی از اين قطعات، مدتها میگذرد اما زمان انتشار آنها خيلي طولانی شده است؛ چرا؟
ــ پاسخ ساده است چون سیستمهای الکترونیکی جدید آمدهاند. من اصلا روی موسیقی که کار میکنم، از همان اول نتهایم توسط كامپيوتر نوشته و اصلاح ميشود ديگر مثل قدیم نیست که با مداد بنویسیم. آن زمان وقتي ميخواستي به پارتیتور اضافه کنی، نمیتوانستی مگر اينكه آن را از اول بنويسي.
* بعضی میگویند؛ عمدا این کارها منتشر نشده تا فوت کوزهگری رو نشود؟
ــ اصلا اینجور نیست. آنها كه در آموزشگاه ما و با ما درس گرفتهاند؛ میدانند. افق دید من راجع به موسیقی خیلی بالاتر از این است که به خودم بگویم چیزی بلدم يا من اولین هارمونی را نوشتم. خير؛ من واقع بینم. اینها که میگویند: چند صدايي را اولين بار من در كنسرت آوردم! نمیدانند که آقای پژمان پنجاه سال پیش این کار را کرده است. حال اگر هارمونی را آورده باشد باز چه گلی زده است؟
من میدانم افق موسیقی چیست درنتیجه نمیتوانم خودم را بگیرم و بگویم که حالا کسی نیاید بالا که جای من را بگیرد.
من اولین کسی بودم که پارتیتور کارهایم را روی سی دی ضبط کردم با پی دی اف. همه هم میتوانند آنها را باز کنند. من تمام کارهایم را منتشر میكنم. اگر نمیخواستیم چيزي ياد بدهم؛ پانصد نفر شاگرد در آموزشگاه نداشتيم.
* آلبوم «دور یا نزدیک » و کار روی اشعار خاقانی با کارهای دیگر شما متفاوت است. این کار برخلاف ديگر کارها ازنظر شعری؛ کار سنگینی است. درباره آن توضیح ميدهید؟
ــ آن زمان که دور تا نزدیک را منتشر کردم؛ یک شب در خانه نشسته بودم، شعري از بچگی یادم آمد. فکر کردم درست است روی شعرهای نیما کار کردهام اما حالا روي شعر ديگري كار كنم. به این فکر افتادم شعر کافی نیست پس بايد فرمی هم به آن بدهم. فرمش هم این است که از قدیمیترین شاعری که چنين تفكري دارد؛ شعر را انتخاب کنم. سراغ خاقانی رفتم. بعد هم موسیقی همپای این اشعار جلو رفت.
* بازتاب آن در بین مخاطبان چگونه بود؟
ــ فکر نمیکنم بازتابی داشته بود. برای اینکه خیلی از دوستهای نزدیکم هم نمیدانند چنین چیزی منتشر شده است. یک کار بیست و پنج سال پیش برای سازهای کوبهای نوشتم اما بعداز سالها؛ امروز بازتابش را دارم میبینم. حتي از آمریکا آمدند آن را برای باله ببرند. این است که اعتقاد راسخ دارم کاری که درجهت ارتقای فرهنگ باشد، میماند حتی اگر برای به نتیجه رسیدن آن سالها طول بكشد.
* رشته تحصیلی شما در امریکا؛ موسیقی بوده است اما آگاهی خوبي به ردیف موسیقی ایرانی، فولکوریک و کردی و لری دارید. تلفیق این سه موسیقی در آثار شما توي ذوق نمیزند . چه اندازه مخاطب را با خود و نوع جدید موسیقی همراه میکند؟
ــ بستگی به سلیقه آهنگساز دارد که چگونه از آن استفاده کند. در دانشکده یکی از استادان ما میگفت که کاری دارم که تمام براساس ردیف است اما وقتی گوش میدادی کوچکترین نشانهای از موسیقی ایران در آن نبود. بعد میگفت برو پارتیتور را ببین.
پس بستگی به خود آدم دارد که چه جوری از آن عوامل استفاده كند که هم دارای تکنیک باشد و هم بشود ملودیها را به گوش رساند. خیلی از دوستان هم که میگویند موسیقی ایرانی ربع پرده دارد و نمیشود، به نظرم اشتباه ميكنند. ميتوان کارهایی نوشت با ربع پرده كه من اين كار را كردهام و هیچکس نیامد یقه من را بگیرد یا بگوید آقا؛ فلان و بهمان کردی. شباهنگام یا کارهای دیگر ربع پرده دارد.
پس باید دید چگونه ملودیهایی که ربع پرده دارد را به کار ميبری و من توصیه میکنم به شکل کونت پوآنتیک آنها را به کار برد. آکوردهای تکی جالب نیست ولی بازهم به شکل عمودی و هارمونیک میشود آن را به كار برد. ما در شرایطی زندگی میکنیم که میتوان از هر تکنیک استفاده کرد به شرط آنكه کار جذاب باشد. در دنیا هر تکنیکی که در موسیقی هست؛ از آن آزاد استفاده ميشود به شرط جذابيت.
* جذابیتهای شعری نیز در این میان بسیار تاثیرگذار است. ما شعرهای جذاب و خوبی داریم اما موسیقیمان به اندازه شعرمان پیش نرفته است. چرا موسیقی همپای شعر جلو نرفته است؟
ــ شما با خاقانی آشنا هستید و میدانید چه اشعاری گفته تا نیماها و شاملوها... اما چه گذشتهای از موسیقی میدانی؟ خانواده فراهانی آمدند و كمي ملودیهای سنتی را از اواخر قرن نوزدهم جمع کردند. چه توقعی است از موسیقی سنتی. ما نمیدانیم آنها چه کردهاند.
در شعر آدمهایی مثل سپهری هستند که روی سکوها پرش کردند. ما در موسیقی سکوبندی نداریم و هنوز هم درگیر ردیف هستیم. ردیف ما یک چارچوب است که میگویند میخواهی تکنوازی کنی در این چارچوب میتوانی خودت را نشان بدهی مثل خانهای که در دارد و اتاق و پله و... حالا یکی میتواند مثل سیخ روی پله بایستد؛ یکی هم لبخند بزند. پس در اثر کمدانشی است كه ما در يك مورد درميمانيم.
* درنهایت نمیتوان منکر جذابیتهای شعر شد. شعری که باید توسط خواننده، خوانده شود. چرا درکارهای آخر ازخواننده استفاده نکردید؟
ــ خوانندهای که شرایط گروه کامکارها را قبول داشته باشد و دارای شخصیتی مشابه با گروه باشد؛ کمتر پیدا میشود. این شرایط یعنی اگر فردا با گروه کامکارها کنسرتی داد، پسفردا کاری انجام ندهد که در سطح گروه ما نباشد. اگر کنسرتی داشتیم؛ عکس او را بزرگ نکنند و نوازندگان ریز باشند. بپذيرد كه همه باید مساوی باشند. ما به هیچ خوانندهای اجازه نمیدهیم که خودش را بالاتر از اردوان بداند یا به گرد پای علیزاده برسد. ما قطعاتمان را جوری تنظیم میکنیم که خواننده نقش زیادی در آن ندارد برای اینکه این ارکستر است که نقش تعیینکننده دارد. در قطعات ما؛ آهنگسازی و نوازندگی به معنی واقعی وجود دارد نه اینکه تمرکز روی خواننده باشد و نوازنده تنها بین خوانش او یک گیتار دست بگیرد و دام دام کند.
گفتگو از: آمن خادمي
منبع:ایلنا