در جامعهای که از هر سو مورد تهاجم فرهنگی قرار دارد و مسوولین از تمام قوا برای مبارزه با این تهاجم استفاده میکنند، «فارسی وان» پربینندهترین شبکهی ماهوارهایست و مسوولین امر مجبور به صرف هزینههای گزافِ ارسال پارازیت برای قطع فرکانس این شبکه و مردم هر روز به دنبال فرکانس جدید فارسی وان دست به دامن متخصصین دیش و ماهواره!
این روزها مشغول اجرا همراه با ارکستر «سیمرغ» هستم، حاصل زحمت چندین سالهی استاد حمید متبسم و حدود یک سال تلاش دیگر اعضای پروژهی سیمرغ. طبیعتا باید خوشحال باشم که هستم ولی چند روزیست که موضوعی باعث ناراحتیم شده است، قیمت بلیت کنسرت در ایرانِ امروز.
برای نمونه، قیمت بلیت کنسرت سیمرغ که در فضای باز زمین تنیس ورزشگاه انقلاب برگزار میشود، از 25 تا 45 هزار تومان تعیین شده است. کاملا واضح است که تعداد زیادی از دوستداران موسیقی توانایی پرداخت این مبلغ را برای یک خانوادهی کوچک و یا حتی برای یک نفر ندارند.
این گرانی از کجاست؟!
من به شما اطمینان میدهم که درآمدهای فراوان از این بلیتهای گران نصیب هنرمندان نخواهد شد و گرانی از آنجاست که سالنهای مناسب و یا حتی نامناسب برای اجرای کنسرت در ایران با کرایهای بسیار زیاد در اختیار مجریان فرهنگی قرار میگیرد که همین مساله باعث بالا رفتن بیرویهی قیمت بلیت کنسرتها شده است. تعداد و گنجایش محدود سالنهای مناسب برای اجرای موسیقی، برنامهگزاران را برای جبران بخشی از این هزینهها ناگزیر از انتخاب سالنهایی بزرگتر و بدون استانداردهای لازم برای اجرای موسیقی و یا استفاده از فضاهای باز که حتی امکانات اولیهی آکوستیک را ندارند میکند. از آنجا که به طور معمول مخاطبان هنر، شنوندگان موسیقی و بینندگان کنسرتها قشر متوسط جامعه هستند که امروز با هزینههای بالای زندگی دست به گریبانند، متاسفانه به سختی میتوانند از پس پرداخت قیمت گران بلیت کنسرتها برآیند و نتیجتا شرکتکنندگان کنسرت به بخشی کوچک از جامعه محدود میشوند و دیگر علاقهمندانِ هنر از شرکت در یک رویداد فرهنگی جز تماشای تبلیغ آن بهرهای نخواهند داشت.
- ای کاش مسوولین فرهنگیِ دلسوز ایران به جای تمرکز بر این گونه مبارزهها، بخش بیشتری از توان خود را صرف فرهنگسازی و بالا بردن فرهنگ اجتماعی افراد جامعه کنند که یکی از راههای آن فراهم نمودن شرایط برای حضور هر چه بیشتر و علاقهمند کردن مردم به شرکت در کنسرتهای موسیقیست.
- ای کاش هزینهی تامین تجهیزات فنی برای ارسال پارازیت، صرفِ ساخت و تجهیز سالنهای اجرای موسیقی میشد.
- ای کاش تالارهای هنری که اکثرا نیز دولتی هستند با هزینهی کمتری در اختیار برنامهگزاران فرهنگی و هنری قرار میگرفت.
- ای کاش پس از سالها تلاش برای آمادهسازی پروژهای همچون «سیمرغ»، میتوانستیم بیش از 3 شب دوستداران موسیقی را مهمان نوای خوش ساز و آواز ایرانی کنیم.
- ای کاش کنسرتها به راحتی مجوز میگرفتند و همهی مردم میتوانستند به دیدن آن بیایند و به جای تماشای «سالوادور»، «تاتیانا» و«ویکتوریا» به تماشای همایون شجریان، گروه آریان و گروه مستان و همای بنشینند.
- ای کاش...
منبع: وبلاگ بربت نواز
(علی پژوهشگر)