19 November, 2009
درباره ما تبادل لیـنک آلبوم عکس شرح حال دانلود مقالات اخبار صفحه اصلی
تـبـــــــلیـغات

 

مصاحبه با محمد فیروزی نوازنده بربت

 

 

استاد فیروزی، دوستداران و علاقه‏مندان بربت اسم شما رو زیاد شنیدند و احتمالا تصویر شما رو هم در آلبوم‏های موسیقی زیادی دیدند اما متاسفانه سابقه‏‏ی نوشتاری چندانی از شما موجود نیست و تنها شناخت مخاطبین از شما، آثار موسیقی شماست. به همین دلیل دوست داریم که بیشتر از خودتون بشنویم.

اهل کجا هستید و در چه سالی متولد شدید؟
من متولد بهمن ماه 1336 در تهران هستم.

از چه سنی به موسیقی علاقه‏مند شدید و آیا موسیقی در خانواده شما ریشه داشت؟
بله، آقای هوشنگ ظریف از فامیل‏های مادری من هستند و من که کوچیک بودم ایشون رو می‏دیدم که توی تلویزیون برنامه اجرا می‏کردند و از همون دوران دبستان که بودم به موسیقی علاقه‏مند شده بودم. دوران ما مثل الان دیگه راهنمایی نبود، ششم دبستان بود و بعد شش سال دوره‏ی دبیرستان. من سال 1349، بعد از دبستان، از سال اول دبیرستان اومدم هنرستان عالی موسیقی ملی که اون موقع توی خیابان کاخ بود.

شما فرمودید که از کودکی به موسیقی علاقه‏مند شدید، آموزش موسیقی رو با چه سازی آغاز کردید؟
من اون موقع علاقه‏مند بودم، مُنتها هنوز سازی نمی‏زدم. از همون هنرستان که رفتم، با تار شروع کردم، یعنی دیپلم موسیقی‏ام رو از هنرستان، با ساز تار گرفتم. آقای رضا وُهدانی معلم اصلی من در هنرستان بود، پیش مرحوم استاد حبیب‏اله صالحی هم کار کردم. یه مدت هم پیش استاد علی‏اکبر خان شهنازی بودم، سال‎های آخر پیش ایشون کار کردم. یه دوره‏ی کوتاهی پیش آقای ظریف هم بودم و همه‏ی این مدت رو تار کار کردم. بعد، از سال‏های آخر، قبل از اینکه آقای نریمان تشریف بیارن هنرستان موسیقی، من خودم عود رو به عنوان ساز دومم انتخاب کرده بودم و کار می‏کردم. ارکستری بود در هنرستان، ارکستر سازهای ایرانی که من اونجا در ارکستر عود هم می‏زدم. یک سال یا دوسال مونده بود که دیپلم بگیرم، استاد نریمان تشریف آوردن هنرستان که کلاس گذاشتن و بعد من پیش ایشون هم کار کردم. بعد از اتمام هنرستان هم باز من جداگانه پیش ایشون کار می‏کردم، منزلشون می‏رفتم یا همین هنرستان می‏اومدم تمرین می‏کردم.

با توجه به اینکه در اون سال‏ها مطمئنا بربت به اندازه الان شناخته شده نبود، چطور شد که به سراغ این ساز رفتید و بربت رو به عنوان ساز دومتون انتخاب کردید؟
بله اون سال‏هایی که ما کار می‎کردیم کسی بربت نمی‏زد، شاید من تنها کسی بودم که شروع کردم و در هنرستان بربت می‏زدم. خُب یه مقدار علاقه داشتم، بعد اونجا در هنرستان انبار سازی بود و این ساز هم در انبار بود. من می‏رفتم اونجا می‏نشستم و سازها رو نگاه می‏کردم، این ساز رو همیشه اونجا می‏دیدم، خُب خیلی خوشم اومده بود از قیافه‏اش و علاقه‏مند شده بودم ببینم صداش چه جوریه. دیدم کسی هم اجرا نمی‏کنه و توی ارکستر هم به عنوان یه ساز مضرابی بم لازم بود. اینه که من خودم شروع به تمرین کردم. همین جور روش کار کردم و فواصلش رو یاد گرفتم تا بعد که دیگه آقای نریمان هم تشریف آوردن و از روی کتاب‏های ایشون کار کردم.

شما تحصیلات دانشگاهی‏تون هم در موسیقی‏ست، درسته؟
بله. من بعد از اینکه هنرستان تموم شد، سال 1355 دانشکده‏ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شدم و اونجا هم پیش استادان خوبی کار کردم، مثل آقای محمد رضا لطفی، آقای حسین علیزاده، یه دوره‏ی کوتاهی که اونجا بودیم آقای نورعلی خان برومند هم بودند و پیش ایشون هم کار کردم تا بعد که دیگه فوت شدند. در همین ضمن که من عود کار می‏کردم، به سه‏تار هم علاقه‏مند بودم، سه‏تار هم خودم می‏زدم.

در دانشگاه ساز اصلی‏تون چی بود؟
دانشگاه رو با تار شروع کردم، بعدش که فهمیدند من عود هم می‏زنم آقای لطفی گفتند که خُب عود بزن، کسی نیست که عود بزنه و من تغییر ساز دادم و تقریبا دو سه سال آخر رو با عود گذروندم و امتحان عود دادم.

شما با اساتید زیادی کار کردید، تاثیرگزارترین استادتون چه کسی بوده و آیا غیر از موسیقی هم در شما تاثیری داشتند؟!
خُب غیر از آقای نریمان که به هر حال همیشه من به عنوان استاد خیلی خوب و با اخلاق و مهربون ازشون یاد می‏کنم و خیلی تاثیر گذاشتن و از ایشون خیلی چیزها یاد گرفتم، استاد بعدی که بیشتر از همه روی من اثر گذاشتن، می‏شه گفت که آقای لطفیه. بعد از تاثیراتی که از کار با آقای لطفی و گروه‏های موسیقی ایرانی، مثل شیدا گرفتم، سبک و سیاق من در نوازندگی، هم سه‏تار و هم حتی عود، تا حدودی متفاوت شد.
چطور شد که به رادیو رفتید؟
من در همون حال که هنوز هنرستان بودم و دیپلم نگرفته بودم، چون یه مقدار کارم خوب بود، حالا به هر صورت نمی‏خوام از خودم تعریف بکنم، در وزارت فرهنگ و هنر هم کار می‏کردم. هنوز دیپلم موسیقی‎ام رو نگرفته بودم، کارم در حدی بود که توی گروه فرهنگ و هنر که آقای عباس خوشدل بودن، هم با گروه ایشون کار می‏کردم هم با گروه خانم گیتی وزیری‏تبار که 2-3 دوره با این‏‏ها در شهرستان‏ها کنسرت دادیم. حتی زمانی که هنوز هنرستان بودم، یه کاری بود از آقای پایور، گروه سازهای ملی استاد پایور، می‏خواستن توی استودیوی فرهنگ و هنر در خیابان بهارستان ضبط بکنن و عود احتیاج داشتن. حالا نمی‏دونم عودشون چی شده بود، آقای منوچهری بودند اون موقع که حالا به هر صورت حاضر نبودند. زنگ زدن به من و من از هنرستان برای ضبط‏شون رفتم. دیگه قبل از گرفتن دیپلم، فعالیت هنری‏ام رو با گروه‏های وزارت فرهنگ و هنر شروع کردم.
بعد دیگه سال 1355وارد دانشگاه تهران شدم و با آقای لطفی آشنا شدم و سر کلاس که کار من رو دیدن خیلی خوششون اومد و به من گفتن که بیا رادیو، چون ایشون گروه شیدا رو در رادیو داشت. من رفتم رادیو. گوش من خیلی خوب بود، همه اعتراف می‏کنن، از خواننده‏ها آقای شجریان و ناظری، همه می‏دونن گوش من در موسیقی قویه. من از همون موقع، سال 1356، که رفتم رادیو، آقای لطفی آرشیو موسیقی قدیم ایرانی رو که صفحه ها و نوارهای قدیمی بود، به من داد و گفت شما اول کارت رو با این‏ها شروع کن. بشین این‏ها رو گوش بده و به نت دربیار. من هفته‏ای دو روز، بعد از ظهرها، می‏رفتم رادیو. یه اتاقی در اختیار من و نوارها و صفحه‏های قدیمی (مالِ خیلی قدیم‏ها، با خش‎خش) بود، من می‏نشستم این‏ها رو گوش می‏کردم و بعد همه رو نت کردم و نت‏هاش رو به آقای لطفی دادم. بعد آقای لطفی گفتن که شما با گروه سُماعی همکاری بکن. اون موقع در رادیو، سال 1356، آقای حسن ناهید سرپرست گروه سُماعی بود. خانم ذاکری سنتور می‏زد، مرحوم شهریار فریوسفی تار می‏زد، استاد صالحی تار می‏زد، من با این‏ها شروع به کار کردم. همون سال تابستون، در مشهد، سر مزار فردوسی جشن توس بود. با گروه سُماعی شرکت کردیم و خواننده‏مون هم آقای شهرام ناظری بود و آقای جلیل شهناز و استاد بهاری هم همراه گروه ما بودند. این به عنوان اولین کنسرت رسمی من بود.
شما به گروه شیدا اشاره کردید، می‏دونیم که سال‏های زیادی با گروه‏های عارف و شیدا کار کردید و آثار ماندگار زیادی از شما منتشر شده، در مورد همکاری‏تون با این گروه‏ها صحبت کنید.
بعد از گروه سُماعی با گروه شیدا شروع به کار کردم. همون سال‏ها ما در رادیو گروه عارف رو تشکیل دادیم. چون آقای علیزاده، مشکاتیان، شکارچی و فرهنگ‏فر همه در حفظ و اشاعه (مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، وابسته به صدا و سیما، در خیابان ویلا) کار می‏کردند و گروهی داشتند که در جشن هنر شیراز با خانم پریسا هم شرکت کرده بودند، به خاطر مسائلی که با ریاست اونجا پیش اومده بود و نمی‏خواستن دیگه برای دولت کار بکنند، همگی استعفا دادند و اومدن به رادیو. با آقای لطفی خیلی صحبت کردند (آقای لطفی اون موقع خیلی در رادیو بروبیا داشت و آقای ابتهاج هم رییس واحد موسیقی رادیو بودن) و ایشون خیلی خوشحال شد و گفت که تشریف بیارید در رادیو یه گروه موسیقی تشکیل بدین که اومدن و اونجا گروه عارف، برای اولین بار در رادیو تشکیل شد که آقای علیزاده سرپرستش بود و آقای مشکاتیان بود، آقای ناصر فرهنگ‎فر، آقای علی‏اکبر شکارچی، آقای جمشید عندلیبی و من هم نوازنده‏ی عود بودم. اولین گروه عارفی که تشکیل شد این‏ها بودند و در رادیو کار کردیم و اولین کار رو با خانم هنگامه اخوان در دشتی ضبط کردیم که در برنامه‏ی گلچین هفته هم از رادیو پخش کردند. یه چند تا کار دیگه هم پخش کردند تا خورد به هفده شهریور و شلوغی‏ها که گروه عارف و شیدا به خاطر کشتاری که در هفده شهریور شده بود، به خاطر اعتراض، همگی از رادیو استعفا دادیم و اومدیم بیرون.
ما خودمون تو خونه‏ی آقای لطفی یا گاهی اوقات منزل آقای مشکاتیان کار می‏کردیم. تمرینات خودمون رو به طور خصوصی ادامه می‏دادیم و یه سری از سرودهای اول انقلاب هستش که با گروه عارف و شیدا اجرا شده، در خونه‏ی آقای لطفی این‏ها رو تمرین و ضبط می‎کردیم و به خاطر مردم و همکاری با انقلاب نوارش رو بیرون می‏دادیم. بعد از پیروزی انقلاب ما رو دوباره دعوت به همکاری کردن، اولین بار رفتیم تو حفظ و اشاعه. اگر بخوام همه‏ی این‏ها رو بگم خیلی طولانی می‏شه، همون اوایل انقلاب ما انقدر کنسرت‏ با گروه عارف و شیدا با هم دادیم. یه سری کارهای انقلابی و سرود کار می‏کردیم و جاهای مختلف برای مردم کنسرت می‏دادیم. کنسرت‏های زیادی که حالا من اگه بخوام همه‏اش رو بگم خیلی می‏شه، از اون پایین برج آزادی بگیرید تا سندیکاهای کارگری و ...
در حفظ و اشاعه کار کردیم و اونجا هم خیلی کارها تولید کردیم. اوایل انقلاب بود و دم ‏به دم‏ رییس عوض می‏شد. یکی می‏اومد حرف‏ها و نظرهای ما رو قبول می‏کرد، کار می‏کردیم. بعد سه ماه بعد، شش ماه بعد، یکی دیگه می‏اومد می‏‏گفت باید این‏جوری کار کنیم، بعد ما کار نمی‏کردیم! خلاصه اینجوری رفتیم، اومدیم، کار کردیم تا بعد دیگه من استخدام صدا و سیما شدم و الان کارمند رسمی واحد موسیقی صدا و سیما هم هستم و حدود بیست سال سابقه‏ی کار دارم. البته می‏گم، سابقه‏ی کار من به قبل از انقلاب می‏رسه ولی سابقه‏ اون طوری یک سره و پشت سر هم نبود ولی الان بیست سالی هست که سابقه‏ی همکاری دارم.
استاد فیروزی، لطفا در مورد همکاری‏تون با گروه‏های آوا و مولوی هم توضیح بدید.
گروه آوا رو ما با آقای شجریان تشکیل دادیم. در واقع تشکیل‏دهنده‏‏اش خود آقای شجریان بودن به عنوان سرپرستش، چون بزرگتر ما بودن. ولی خود بچه‏های اون موقع شاهدن که در واقع من سرپرست اصلی‏شون بودم، یعنی گروه رو جمع می‏کردم و کار می‏کردیم و حتی در آلبوم «آهنگ وفا» که اولین کار بود، اسم من به عنوان سرپرست گروه نوشته شده.
اگه شما نوارهای گروه آوا رو نگاه کنید که با آقای شجریان کار کردیم، هیچ کدوم اصلا سرپرست گروه رو ننوشته ولی در اون آلبوم آهنگ وفا نوشته «سرپرست گروه: محمد فیروزی». یعنی در واقع نمی‏خواستیم که باشه چون همه دوستانِ خودمون بودن، همه هم آدم‏های خوب و باتجربه و هنرمند. اینه که هیچ کدوم ادعای این رو نداشتیم که سرپرستی بکنیم ولی در واقع کار رو من با بچه‏ها تمرین می‏کردم، سر کنسرت یا هر چی که بود با نظر من بود.
به هر حال گروه آوا رو با آقای شجریان تشکیل دادیم که چندین دوره کار کردیم. یعنی یه دوره کار کردیم و کنسرت دادیم بعد وسطش وقفه افتاد، ایشون با نوازنده‏های دیگه‏ای کار کردن.
باز دو مرتبه بعد از دو سه سال این گروه رو تشکیل دادیم، که آخرین بارش همین حدود سه سال پیش بود که کنسرت دادیم. آقای فرج‏پوری و آقای درخشانی بودن، «غوغای عشقبازان».
این آخرین کار شما با استاد شجریان بود، چطور شد که ادامه ندادید؟
بله. خُب آقای شجریان هیچ وقت نمی‏خواد که با یه گروه به طور مادام‏العمر کار بکنه، همه همین طورن، دوست دارن که یه تنوعی در کار باشه. یه وقتی پیش می‏آد با یه گروه دیگه‏ای کار بکنه با یه شخص دیگه. اینه که ایشون هم آزاده، هر موقع بخوان با این گروه کار بکنن، هر موقع نه، با یه عده‏ی دیگه‏ای. به هر صورت اینجوری بوده که ما چندین دوره هِی کار کردیم بعد وسطاش یه وقفه‏ای پیش اومده، بعد دوباره با هم این گروه رو تشکیل دادیم و کار کردیم.

پس می‏تونیم امیدوار باشیم که الان هم تو یکی از این وقفه‏ها باشیم و دوباره شما رو همراه آقای شجریان ببینیم.
بله، بله، ممکنه دوباره با هم شروع به کار بکنیم.


در سال 1380 با گروه مولوی و شهرام ناظری تور بزرگی در ایران داشتید، در مورد این برنامه هم توضیح بدید.
با ایشون هم همین جور. من گفتم خیلی ساله که با آقای ناظری کار کردم، از قبل از انقلاب. سال 1356، با گروه سُماعی که کار کردیم، اولین کار ما اون موقع بود. بعد از انقلاب هم همراه گروه عارف و شیدا تو خیلی از کنسرت‏ها و سرودهای میهنی که ما کار کردیم، ایشون خواننده‏اش هستن، نوارهای چاووش هستش که اجرا کردیم. بعد با ایشون گروهی تشکیل دادیم، چندین دوره کار کردیم، باز وقفه افتاده و ایشون با یه گروه دیگه‏ای کار کرده.
آخرین کاری که کردیم از سال 1380 شروع شد، گروه مولوی، که یه سری کارهای جدیدی بود که در نوع خودش اون نوع از موسیقی خیلی اثرگذار بود. با سه تا ساز بود در دستگاه نوا، ولی هر سه ساز، هر کدوم، برای خودشون چیز دیگری می‏نواختن و اون حالت اونیسون و یکنواخت موسیقی ایرانی رو نداشت، خیلی کار تنظیم بود، یه کار جدیدی بود و خیلی گل کرد و خیلی بعد از اون اومدن از روی اون کپی کردن که اون کار رو انجام بدن. حدودا در سال 1380 شروع کردیم به کار و وقتی حاضر شد کنسرت‏های خیلی زیادی در تهران و شهرستان‏ها دادیم و هم خارج از کشور تورهای مختلفی رفتیم و کنسرت دادیم و الان هم تقریبا 2-3 سالی هست که با آقای ناظری کاری انجام ندادیم.

نوای بربت محمد فیروزی را در آلبوم «مولویه» از گروه مولوی در دستگاه نوا بشنوید.

استاد، در حال حاضر در کدوم موسسات مشغول به تدریس هستید و چه سازی رو آموزش می‏دید؟
در تمام طول این سال‏ها که خدمتتون عرض می‏کنم، من تدریس هم داشتم، علاوه بر کار حرفه‏ای توی گروه‏ و نوازندگی و کنسرت و اینها، حتی از قبل از اینکه دیپلم موسیقی‏ام رو بگیرم، آموزش موسیقی هم می‏دادم. یعنی همون دو سال آخر هنرستان رو در یک آموزشگاه موسیقی در خیابان انقلاب شروع به تدریس کردم. از همون موقع تدریس من ادامه داشت تا زمانی که اومدم حفظ و اشاعه و اونجا کلاس تدریس موسیقی داشتم. بعد که کانون موسیقی چاووش تشکیل شد، از همون اوایل انقلاب، من توی کانون چاووش کلاس داشتم.

فقط بربت رو آموزش می‏دادید یا تار و سه‏تار هم بود؟
هم تار و سه‏تار، بیشتر البته سه‏تار و هم عود. سه‏تار و عود ساز اصلی من بوده. هنوز هم همه به این دو تا ساز من رو می‏شناسن. البته بیشتر در ارکسترها و کنسرت‏هایی که داشتیم عود زدم و من رو با عود می‏شناسن، اما اونهایی که یه کمی در آموزش هستن می‏دونن که من سه‏تار هم درس می‏دم. چون من در کنار عود، سه‏تار رو هم پیش آقای لطفی و علیزاده و مرحوم استاد عبادی کار کردم. در حال حاضر هم چند سالی هست که در هنرستان عالی موسیقی ملی دختران و کنسرواتوار تهران تدریس می‏کنم.

عود رو از روی چه کتاب آموزشی تدریس می‏کنید و چه ردیفی رو آموزش می‏دید؟
من برای تدریس عود، کتاب «شیوه‏ی بربت‏نوازی» استاد نریمان رو کار می‏کنم، دوره‏ی عالی هم کتاب «42 قطعه برای عود» هست که از اون هم قطعاتی رو کار می‏کنم. یه مقدار هم از کتاب‏های دستور مقدماتی تار و سه‏تار. قطعاتی از قدما هست که اونها رو کار می‏کنیم، یه مقدار از قطعاتی هست که همین اواخر خودمون توی گروه‏ها کنسرت دادیم، قطعاتی از استاد مشکاتیان و علیزاده. من همه‏ی این‏ها رو برای عود تدریس می‏کنم. یعنی فقط قطعات استاد نریمان نیست. ردیفی هم که با هنرجوها کار می‏کنم ردیف میرزاعبداله‏ست.
برای هنرجویان مبتدی و پیشرفته، طبیعتا، روش‏های متفاوتی دارید، برای هر دسته چه شیوه‏ای رو توصیه می‏کنید؟
همون طوری که گفتم، مبتدی اگر باشند، کتاب دستور مقدماتی تار و سه‏تار و شیوه‏ی بربت‏نوازی آقای منصور نریمان رو کار می‎کنم. بعد که یه مقدار قطعات تکنیکی کار کردیم و رسیدن به جایی که بتونن، ردیف رو شروع می‏کنیم.

استاد، در این سال‏ها حتما شاگردهای خیلی خوبی هم تربیت کردید، دوست دارید به نام‏هاشون اشاره کنید؟
بله. الان در ارکسترها مشغول هستن. خیلی‏ها هستن که الان در گروه‏های مختلف می‏زنن و پیش من کار کردن، حتی خودشون هم الان تدریس می‏کنن. اما الان اسم‎هاشون به خاطرم نیست.

شما در زمینه‏ی آهنگسازی هم کاری انجام دادید؟
در آهنگسازی خیلی کار انجام ندادم. قطعاتی برای عود ساختم، اما خُب کتابی به اون صورت هنوز ندادم ولی قطعاتی از تک‏نوازی عود هست که ضبط کردم و قراره که اینها به یه تعدادی برسه و بعد اونها رو نت کنم و کتابش رو منتشر کنیم. آخرین کاری که صحبت کردم و می‏خوام انجام بدم، اجرای ردیف میرزا عبداله با عوده که حالا انشااله می‏‏افته به سال جدید.

استاد شما چند فرزند دارید و آیا در زمینه‏ی موسیقی هم فعالیت می‏کنند؟
من یه پسر دارم. دانشجوی رشته‏ی حقوقه، موسیقی هم کار می‏کنه ولی نه به صورت حرفه‏ای. تار و سه‏تار و ویولن کار کرده و با این سه ساز آشنایی داره.

خیلی از هنرجویان در مورد اختلاف شیوه‏ی نوازندگی ایرانی و عربی می‏پرسند، لطفا در این مورد هم کمی توضیح بدید.
بله، واقعا خیلی مهمه. کسانی که دست‏اندکارن شاهدن که من از همون اول، حتی در کنسرت‏ها و نوارهایی که دادیم، در تک‏نوازی‏ها با آقای شجریان و ناظری، مشخصه، سعی کردم این ساز رو جوری بنوازم که مثل سازهای دیگه‏ی ایرانی صدا بده. یعنی شما ناچار می‏شین، مثلا اگه من می‏خواستم با ساز، لحن عربی بزنم هیچوقت جایگاهم در گروهی که با آقای شجریان یا آقای ناظری کنسرت دادم نمی‏بود. چون شما فکر کنید، در یه گروه موسیقی اصیل ایرانی هستین که نوازنده‏ی تارِ خوب هست، سنتورِ خوب هست، کمانچه‏یِ خوب هست، ردیف می‏زنن. این‏ها وقتی که با هم می‏زنن، هر کدوم که نوبتشون می‏رسه، شما هیچ اختلافی نمی‏بینین. به هر حال همون موسیقی ایرانیه. بعد وقتی‏ که نوبت عود برسه اگه یه لحن دیگه‏ای داشته باشه، اونجا توی ذوق می‏خوره که این ساز جمله‏بندیش اصلا یه چیز دیگه‏ست و با بقیه‏ی سازها نمی‏خونه.
ما می‏گیم تو تاریخچه‏اش هست که این ساز ایرانیه، پس ما باید یه جوری این ساز رو بنوازیم که مثل سازهای دیگه باشه. واسه همین با این ردیف و قطعاتی که من کار می‏کنم، جوری بچه‏ها رو تربیت می‏کنم که الان شاگرد‏های من همه ساز زدنشون تیپ خودمه. در گروه‏های موسیقی ایرانی هم وقتی در کنار تار، سنتور و کمانچه ساز می‏زنن، وقتی نوبت عود می‏رسه و ایشون هم می‏زنه، مشخصه چیزی که ایشون داره می‏زنه همون جوره که سنتور می‏زنه و کمانچه می‏زنه و همون جمله‏پردازی رو می‏کنه اما صداش بم‏تره و ساز دیگه‏ایه. می‏خواستم اینجوری باشه نه اینکه یه لحن عربی باشه.
می‏دونین که این ساز خیلی در کشورهای عربی گسترده‏ست و خیلی کار کردن و خیلی پیشرفته‏ست و اگه ما بخوایم اونها رو الگوی خودمون قرار بدیم و نوارهای اون‏ها رو گوش بدیم و اون نوع موسیقی بره توی ذهنمون، ناخودآگاه اون جوری می‏زنیم دیگه، یعنی موقعی که عود زدیم شبیه موسیقی عربی می‏زنیم. اینه که خُب، خوب نیست و من دوست دارم که عود به عنوان یه ساز ایرانی جایگاه خودش رو داشته باشه و اگه کسی هم کنسرتی می‏ده، نواری می‏ده، اجرایی هم می‏کنه توی خارج از کشور، هر جا می‏بینن، بگن آها، این همون سازه، ولی ایشون داره موسیقی خودش رو می‏نوازه، نه اینکه تقلید از موسیقی عربی بکنه.


در حال حاضر شما سطح نوازنده‏های ایرانی بربت رو در مقایسه با نوازندگان عرب که هر کدوم بسیار قدرتمند هستند چطور می‏بینید؟
در این چند ساله خیلی پیشرفت کردن، یعنی نسبت به اون سال‏هایی که من شروع کردم، حدود سی سال، سی و چند سال پیش که به اون صورت نوازنده‏ی عودی نبود و تعداد شاید چهار- پنج نفر از قدیمی‏ها بودن. ولی الان می‏بینیم که چقدر نوازنده‏ی این ساز زیاد شده، شاگردهاش چقدر زیاد شده. خُب وقتی شاگردهاش زیاد بشه، توی همه‏ی گروه‏ها ازش استفاده بشه، کنسرت بدن، همین خودش تاثیر می‏ذاره. همین طور هرچقدر نوازنده‏اش زیاد بشه، نوازنده‏ی خوب هم توش به همون نسبت بیشتر می‏شه. تو این چند سال اخیر خیلی پیشرفت کردن. من می‏بینم نوازنده‏ها بچه‏های جوونی هستن که خوب می‏زنن. البته می‏گم که ما نباید مقایسه کنیم با نوازنده‏های خیلی قَدَر عرب. به هر حال اونها نوع موسیقی‏شون اصلا فرق می‏‏کنه، خیلی دستشون بازتره و یه کارهایی می‏کنن که ما اگه بخوایم همون کارها رو بکنیم شبیه کار اونها می‏شه. ما باید در زمینه‏ی موسیقی خودمون یه کاری بکنیم که با لحن و جمله‏بندی موسیقی ایرانی، این ساز خودش رو مطرح بکنه.
در اجراهایی که از شما دیدیم، معمولا با ساز نریمان آبنوسی می‏نوازید. شما کلا چه سازهایی دارید و از ساز کدوم سازندگان استفاده می‏کنید و با چه سازی راحت‏ترید؟
خُب به هر حال یکی از بهترین سازنده‏های عود ایران، آقای نریمان آبنوسی بودند که سازشون به عنوان الگو قرار گرفته، مثل تار یحیی که همه می‏آن از روی اون تقلید بکنن، اون هم همینطور. یعنی آقای نریمان آبنوسی به یه تکاملی رسیده بود از نظر شکل و قیافه‏ی ساز، اندازه‏ی‏ساز، ساختش و صداش که همه چیزش به عنوان یه الگو قرار گرفته. من خودم 2-3 تا از سازهای آقای نریمان رو دارم. غیر از ایشون آقای عرفاتی هستن که سازنده‏ی خوبی هستن، آقای امجد مرادی هستن که من ایشون رو خیلی قبول دارم، جوون هستن ولی عود رو خیلی عالی می‏سازن، خیلی خوش‏صدا و خیلی خوش ساخت. سازندگان دیگه‏ای هم هستن، آقای عابدینی هست، آقای اشعری هست در قشم، آقای محمدی هست، چند نفری هستن. ولی به هر حال سازهایی که من خودم برای اجرا استفاده می‏کنم، یکی عود آقای نریمانه، یکی عود آقای عرفاتیه یا عود آقای مرادی.

از چه جنس مضراب و سیمی استفاده می‏کنید؟
سیم‎ها که خُب الان مشخصه، لا‏به‏لا هست، اسپیدو هست، از همین سیم‏هایی که هست استفاده می‏کنیم. به هر حال ما سیم‏های بهتری داریم ولی توی ایران از این بهتر دسترسی نداریم. حالا شاید جای دیگه‏ی دنیا بهتر از این باشه ولی به هر حال ما با همین‏هایی که الان موجوده کار می‏کنیم. مضراب هم که یه مضراب‏های پلاستیکی هست مال ترکیه که البته الان کم شده، یه موقعی می‏اومد، اونها خیلی مضراب‏های خوبیه و من خودم از اونها استفاده می‏کنم. چون پَر که در زمان‏های قدیم بود الان دیگه گیر نمی‏آد که آدم بخواد با اون پرها بزنه. مضراب از نظر من نه باید خیلی خیلی سفت باشه، چون بعضی مضراب‏ها رو می‏بینیم در بازار که جنس خیلی سفتی دارن، نه خیلی نرم و شل، یه چیز میانه خوبه.

علاقه‏مندان موسیقی شما رو همیشه با چهره‏ی آروم و لبخند همیشگی‏تون بر روی صحنه به خاطر می‏آرند. رمز این آرامش در زمان اجرا چیه و چه توصیه‏ای به هنرجویان دارید که چنین آرامش و اطمینانی در زمان اجرا داشته باشند؟
به هر حال این جزو خصوصیات ذاتی هر شخصه. نمی‏دونم خوبه یا بده ولی من ذاتا آدم شلوغی نیستم و تمام کسانی که من رو می‏شناسن می‏دونن که آدم معقول و آرومی هستم که با همه کار می‏کنم و پشت سر کسی حرف نمی‏زنم و بد کسی رو نمی‏گم. هر گلی یه بویی داره و همه دارن کار می‏کنن و خوب کار می‏کنن. مردم با سلیقه‏های مختلف، کارهای مختلفی رو هم ارائه می‏دن و من هیچ کسی رو رد نمی‏کنم.

استاد فیروزی، بی‏نهایت سپاسگزارم از لطف شما و اینکه ساعتی از وقت‏تون رو در اختیار ما گذاشتید. برای شما آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت‏های بیشتر دارم.

منبع:وبلاگ بربت نواز

 

فرستنده:mozhganbalouch
پیام : az inke in lotf ra dar haghe hameye tarafdaran e by badile sedaye aghaye homayoun va gorouhe hesar kardid sepasgozary mikonam , be dalile doory az vatan movafagh be didare in concerte ziba nashodim valy omidvarim dar europ vaUSA ejraye ishan ra dashteh bashim , va sepas baraye hefz e asar va khallaghiyat dar arseye honar va farhange irany , javdanegi va sarafraziye hameye jav anan irany be vizheh javanae honarmand arezooye mast sarafraz o sarboland bashid

فرستنده:پرک
پیام : ممنون از اينکه گذاشتيد ما, که نتونستيم در اون شب به ياد ماندني از اجراي اون عزيزان لذت ببريم ذره اي از طعم موسيقي و آواز بي نظيرشون رو بچشيم..واقعا عالي بود..اجرايي نو, زيبا و خلاقانه..

فرستنده:اوديسه يوسفي
موضوع :کاست بربط نوازي نريمان
پیام :دوستان کسي ميدونه کاست شيوه ي بربط نوازي نريمان رو از کجا ميتونم بخرم؟ کتابشو دارم اما کاستش نيست.
09358626664
ممنون ميشم اگه فقط يه اس ام اس بدين.

فرستنده: مهران خانزاده
موضوع :...
پیام : خيلي خيلي ممنون از مصاحبتون با استاد. از فرمايشات استاد خيلي لذت بردم و من استادرا الگوي خودم قراردادم و ميدهم.باتشکر کوچيک استاد مهران خانزاده

فرستنده:رضا گل محمدي
موضوع :عشق به استاد
پیام :سلام من احترام زيادي براي جناب استاد فيروزي قائلم وعاشقانه صداي ساز ايشون و نحوه دست گرفتن وآرامششون رو درحين اجرا دوست دارم و از خدا مي خوام كه يه روز جزء شاگردان خلف استاد باشم تا مانند ايشون پرچم عود ايران زمين رو برافراشته نگه دارم.به اميد شاگردي در محضر استاد فيروزي بزرگ


 

 

* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: