 |
به مناسبت سالگرد تولد استاد غلامحسين بگيجه خواني با داريوش پيرنيکان گفتگو کرديم اما وي در کنار مطالب پيرامون بگيجه خواني درباره بحث مکتب و شيوه نيز نظرات خويش را ارئه داد و گفتگوي ما مفصل تر شد. داريوش پيرنياکان، نزد محمد حسن عذاري و علي اکبر شهنازي به فراگيري تار پرداخت و مدتي از آموزشهاي مرکز حفظ و اشاعه موسيقي و دانشکده هنرهاي زيبا بهره برد.
پيرنياکان استاد دانشگاه تهران، عضو هيأت مديره خانه موسيقي و سرپرست گروه شهنازي استکه سال گذشته آلبوم آسمان را در چهارگاه به خوانندگي حميدرضانوربخش منتشر کرد. وي به برگزاري کنسرتها و آثار موسيقايي متعددي به همراهي محمدرضا شجريان همت گماشت. پيرنياکان در نوازندگي تار از شيوه فاخر علي اکبر شهنازي بهره ميجويد اما در نوانس، صدادهي و رنگآميزي صوتي به تجربياتي نو دست يافتهاست.
او همچنين نت نگاري رديف ميرزاحسينقلي را به روايت علياکبر شهنازي انجام داده و توسط موسسه فرهنگي هنري ماهور به چاپ رسانيده است. مجموعه قطعاتي از ساخته هاي پيرنياکان نيز با نام جلوه يار توسط همين موسسه منتشر شده است.
برخي از آثار وي- در آنها نوازندگي و آهنگسازي کرده است- عبارتند که از: آسمان عشق، سرو چمان، همراهي آواز محمدرضا شجريان پيام نسيم، به همراهي آواز محمدرضا شجريان دل مجنون، به همراهي آواز محمدرضا شجريان ياد ايام، همراه با محمدرضا شجريان رسواي دل،همراه با محمد رضا شجريان آرام جان، همراه با محمدرضا شجريان، آسمان، به همراهي آواز حميدرضا نوربخش و گروه شهنازي
مي خواستم نظرتان را در باره نوازندگي زنده ياد بگيجه خاني بدانم؟
پيرنياکان: استاد بگيجه خاني نوازنده تار منحصر به فردي بود شيوه خودش را در نوازندگي داشت.چابک نواز و بسيار قدرتمند بود.
از ويژگي هاي ساز او چيست؟
پيرنياکان: بگيجه خاني از معدود نوازندگان تاري است که هم در پنجه و هم در مضراب بسيار توانا بود و راست و چپ هماهنگي داشت که البته به شيوه قدما ساز مي زد. در اينجا منظورم نوازندگان دوره قاجار است، صدادهي و سونوريته مناسب از ديگر ويژگي هاي ساز او بود يکي ديگر از نکاتي که در باره ساز اين استاد موسيقي کشورمان بايد نام ببرم، استفاده از مضراب هاي رديفي، جملات بسيار پخته و سرعت زياد در نوازندگي- که تا آخر عمر و با توجه به کهولت سن باز هم آن را حفظ کرده بود- است.
اين جمله درست است که گفته مي شود بگيجه خاني در تار نوازي صاحب مکتب است؟
پيرنياکان: خير به هيچ وجه، من چند وقت پيش نيز در مجله هنرهاي زيبا و در مقاله اي مفصل شرح دادم که اصولا مکتب با شيوه متفاوت است.
پس مکتب تار تبريز چيست که مي گويند استاد بگيجه خاني نماينده آن است؟
پيرنياکان: خير، ببينيد ما اصلا مکتب تبريز نداريم، من خودم متولد تبريز هستم، خود استاد بگيجه خاني در مکتب استاد شهنازي ساز ميزده اما با شيوه خودش.
پس تکليف مکاتب تار نوازي چه مي شود؟
پيرنيکان: معتقد هستم که ما در ايران سه مکتب تار نوازي بيشتر نداريم، مکتب "آقا حسين قلي" ، "وزيري" و "علي اکبرخان شهنازي". البته مکتب وزيري با فوت او تقريبا از بين مي رود و کسي ديگر راه او را در تار نوازي ادامه نمي دهد. علي اکبرخان شهنازي با اينکه فرزند آقا حسين قلي است و تحت نظر او آموزش ديده اما خود مکتبي ديگر را بنا مي نهد و همينطور آقا حسين قلي نيز مکتب خود را دارد آن زمان ها کسي در تبريز به نام "جواد منشي حضور" بوده که همکلاس "آقا حسين قلي" است و همه مي گفتند که مثل او ساز مي زند، ما اصولا مکتب تار تبريز نداريم.
در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟ جايگاه نوازندگاني چون درويش خان درتقسيم بندي شما چيست؟
پيرنياکان: درويش خان خود در مکتب آقا حسين قلي ساز مي زده ولي شيوه خودش را داشته، بگيجه خاني نيز در مکتب علي اکبرخان شهنازي بوده اما به شيوه خودش ساز مي زده. ني داود نيز در مکتب آقا حسين قلي است. حتي استاد شهناز نيز در مکتب علي اکبر شهنازي ساز مي زند.
چطور مي شود آقاي شهناز را در اين مکتب قرار داد در حاليکه مي دانيم فقط در مقوله اي به نام سرعت، تفاوت شهنازي با شهناز بسيار زياد است؟
پيرنياکان: باز اين که مي گويند آقاي شهناز مکتب تار نوازي دارد حرف اشتباهي است استاد شهناز برداشتي از مکتب تار نوازي علي اکبرشهنازي را به زيبايي هرچه تمامتر پياده کرده است. بحث فقط سرعت نيست و اين مساله تعين کننده نيست. اصلوب جملات است که در شهنازي و شهناز يکي است و شهناز در حقيقت برداشتي زيبا و شخصي از مکتب تار استاد شهنازي را روي تار پياده کرده است.
پيشتر برايمان توضيح دهيد؟ شايد اين مطالب براي بسياري از علاقه مندان و تارنوازان کمي ابهام داشته باشد؟
پيرنياکان: من چند بار هم گفته بودم اينجا هم دوباره لازم است اشاره کنم که مکتب با شيوه در موسيقي کاملا تفاوت دارد. وقتي مي توانيم يک نوع از نوازندگي را مکتب بناميم که داراي رپرتوار تدريس باشد. اما شيوه، رپرتوار تدريس ندارد و برداشتي زيباشناختي و شخصي بر اساس حس و حال ازيک مکتب است. بايد گفت، شيوه ها منشعب از مکاتب هستند. استاد شهناز ادامه دهنده اي ندارد و شاگردي ندارد و اصولا رپرتوار تدريس ندارد، اصلوب جمله بندي ها هم از ويژگي هاي يک مکتب است، به ساز استاد شهناز که گوش دهيم همان جمله بندي و همان اصلوب شهنازي را ميبينيم که او با توانايي و سليقه خاص و حال و هواي خود شيوه اي را از آن منشعب کرده است وميتوان گفت استاد شهناز صاحب شيوه خاص خود است و نه مکتب.
نسل حاضر تار نوازان در چه مکتبي ساز مي زنند؟
پيرنياکان: اکثر تار نوازان هم عصرما و با سن و سالهاي 50 تا 60 سال مانند آقايان عليزاده ،لطفي، طلايي و ...در مکتب استاد علي اکبرشهنازي تار مي نوازند حالا با حس و حال و شيوه خودشان. باز هم نمي توان گفت که آقاي عليزاده صاحب مکتب است اما بايد گفت او شيوه خاص خودش را در نوازندگي، در مکتب شهنازي دارد.
در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
پيرنياکان: سال 80 مجموعه رديف آقاحسين قلي را عرضه کردم که تجديد چاپ شده و همان زمان تا حالا به دلايل مختلف و مشغله کاري نوارهاي آن آماده نشد،اما الان تمام نوارها و مجموعه صوتي آن کتاب آماده نشر است و منتظر يک ناشر مناسب هستم نا به جامعه موسيقي عرضه شود همچنين درحال آماده کردن و ضبط رديف دوره عالي استاد شهنازي نيز هستم تا در فرصت مناسب و پس از اتمام کار ضبط آن عرضه شود.
منبع:ایرنا