پس از مصاحبه استاد محمدرضا شجریان با بی بی سی و بازگو کردن خاطراتشان و همین طور نحوه ی ورود ایشان به رادیو و اولین اجراشان در رادیو که با سنتور رضا ورزنده برگ سبز 216 را رقم زدند ، خیلی ها به دنبال این کار استاد که در واقع به نوعی آن را اولین کار رسمی ایشان نیز می توان خواند هستند.
ما تصمیم گرفتیم این کار استاد را برای شما دوستان علاقمند قرار دهیم.امید ورایم از شنیدن این کار بسیار زیبا لذت ببرید...
استاد شجریان در آن زمان که 26 سال بیشتر نداشتند به دلیل اعتقادات و تعصبات پدرشان که از بزرگان و برجستگان مذهبی مشهد به شمار می رفتند و بسیار به استاد شجریان به دلیل صدای زیبایشان که در مجالس پدر به قرائت قرآن می پرداختند و باعث سر بلندی پدر افتخار می کردند.بودند لذا استاد شجریان از نام مستعار سیاوش بیدکانی استفاده نمودند تا باعث دلخوری پدر نشوند
آواز : سیاوش بیدگانی (محمد رضا شجریان)
غزل آواز : حافظ
همنواز آواز : رضا ورزنده
تکنوازان : حسن کسایی ، امیر ناصر افتتاح
سایر اشعار : عطار ، فرصت شیرازی ، عراقی
گوینده : فیروزه امیر معز
آواز : افشاری
دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست
شرب می با لب شیرین تو ما راست حلال بی خبر زاهد از این ذوق که در مشرب ماست
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی در همه سال و مه این قصه روز و شب ماست
در تو یک یا رب ما را اثری نیست ولی قدسیان را به فلک غلغله از یارب ماست
خواستم تا که شوم بسته فتراکش گفت فرصت این بس که خاک سرت مرکب ماست
با آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوخت بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت
جز آهنین دل تو که دارد توان و تاب دیگر دلی نماند که بر حال ما نسوخت
این آتشی که در دل من از هوای تست کی برگرفت شعله ؟ که مرغ هوا نسوخت
بر رند خرقه سوز ملامت چرا کند زاهد کز آتشی همه عمرش قبا نسوخت
در نی نوای عشق چو مطرب نمود ساز در حیرتم که نی ز چه از ین نوا نسوخت
درآمد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند تا کار خود ز ابروی جانان گشوده ایم
عراق
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو می رود مددی ای دلیل راه انصاف می دهیم کز ره فتاده ایم
رهاب
چون لاله می مبین و قدح و در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
فرود
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟ نقش غلط مخوان که همان لوح ساده ایم
استفاده از این مطلب با نام منبع بلامانع است.